تبلیغات
آواره غـــــــــــــــــــــــم - بهشت و جهنم
آواره غـــــــــــــــــــــــم

 

تبلیغات

    جای تبلیغات شما

آپلود تصـــاویر

ارتباط با مدیر

Cl00b My

ساعت

فهرست مطالب

لینک های روزانه

آمار وبلاگ

  • كل بازدیدها:
  • بازدیدهای امروز:
  • بازدید دیروز:
  • بازدید این ماه:
  • بازدید ماه قبل:
  • تعداد نویسندگان:
  • تعداد كل پست‌ها:
  • آخرین بازدید:
  • آخرین بروز رسانی:
آواره غـــــــــــــــــــــــم

بهشت و جهنم

مردی در باره جهنم و بهشت با خدا صحبت میکرد.از خدا پرسید من میتوانم جهنم و بهشت را ببینم؟

خدا گفت با من بیا من آن دو را به تو نشان خواهم داد



 برای خواندن ادامه داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید

آنها وارد اتاقی شدند. گروهی از انسانها در کنار دیگی از غذا نشسته بودند
 
اما.............

 همه آنها ضعیف و بی حال و گرسنه بودند.هر کدام قاشقی داشتند که درون دیگ غذا فرو میبردند. 

قاشقها دسته ی بسیار بزرگی داشتند که از دست آنها بزرگتر بود. بنابراین آنها نمی توانستند غذا را در درون دهان خود بگذارند.
 

رنجی که تحمل می کردند واقعا وحشتناک بود..بعد از چندی خدا گفت بیا حالا مایلم تا بهشت را هم به تو نشان دهم.

 
آنها وارد اتاقی شدند که دقیقا مانند همان اتاق جهنم بود.

 همان ظرف غذا،گروه انسانها،قاشقهای طویل. با این تفاوت که اینجا همه خوشحال و شاداب و سر حال بودند.

 
مرد پرسید:من سر در نمی آورم!!!!!با اینکه درهر دو اتاق همه چیز نظیر هم است،چرا اینجا همه خوشحال و شادابند؟

 

اما در اتاق دیگری همه گرسنه ضعیف و رنجورند؟خدا لبخندی زد و گفت:

 زیرا اینجا همه ی انسانها آموخته اند که چگونه به یکدیگر یاری رسانده و غذا را در دهان یکدیگر قرار دهند.

 

 

 

                                                                                       (آن لندرز)

 

حال ما اهل کدام یک از دو دسته ایم؟
 

وای بر ما اگر فقط خودمان وفقط خودمان را ببینیم